سلام
عکسارو که دیدین؟
اون شب که خیلی به ما خوش گذشت جای اونایی که نیومدن اصلا مهم نیست که خالی باشه یا نه چون ما به همشون گفتیم البته بچه ها می گفتن همشون همون شب نزدیک جای که ما برنامه داشتیم مشغول راه رفتن بودن و ......
البته اینم شنیدم که وقتی شنیدن ما چه برنامه هایی داشتیم اون شب همشون به قول معروف سوختن و ناراحت بودن از این که چرا ما لجبازی کردیم و نرفتیم آخه فکر می کردن بدونه اونا به ما خوش نمیگذره که دقیقا بر عکس شد.
اینارو ولش به هر دلیلی که نیومدن به ما مربوط نیست بلاخره اونا هم دوستامون هستن و نبیاد بین 2 تا دوست اختلافی باشه حالا روی صحبتم با همه ی دوستای ورودی 85 می خوام بگم :
می خوام از همتون قول بگیرم دوستای خوبم ، بزار اول لیست دوستامو بگم:
آقایون:
باروزه(خانه) معصومی(امپراتور گوموا) نصرآبادی(لیلا در وا کن مویوم) فرهادی(گوشت) اکبر پور(کئی) ایرانمهر(مداح البته پیشنهاد دیگه ای هم واسش داشتیم مثل منطق عبدالهی البته حبیب گفت بزاریم شیر طبیعی ) امری(آشغال ، بیشور) پیرزاد(دکتر) حسین زاده (میگرن)رحیمی(مرحوم (اشتباه نشه چون از بین ما رفته می گم))
خانم ها:
عطری(بیخیاله) ملکان(مجلس گرم کن) نجفی(خدای اخلاق ) کیخا(استغفرلله) رضایی(آقای پییییرزاااااد) چراغعلی(7 رنگ) ارفعی(جیم کن) علیزاده (عضو گروهک منافقین) صادقی(سران فتنه)حیدری(خدای حسادت ، البته پیشنهاد شد بزارم شک ،البته پیشنهاد شد کسی که اصلا عصبانی نمیشه)زاهدی(کی هست؟)سید آبادی(مرحوم(اشتباه نشه چون از بین ما رفته می گم))عمویی(تایپیست استادا)
می خوام از همتون قول بگیرم که دوباره کناره همدیگه جمع بشیم من فکر کردم 4 سال دیگه در تاریخ 4/4/93 همین دانشگاه همدیگرو ببینیم حالا چرا این دانشگاه؟ چون همینجا با هم آشنا شدیم و از همین جا از هم جدا شدیم
پس قرار ما میشه:
93/4/4 ساعت 10 صبح مکان سالن اجتماعات دانشکده پردیس
از همه می خوام که بیان خودم واسه همتون روز شمار تو همین وبلاگ و هم email میدم مطمئنم که همتون اخبار این وبلاگ می تونید دنبال کنید پس واسه هیچ کس بهونه ای نمیمونه.
نوشته شده توسط ک.معصومی
عکسارو که دیدین؟
اون شب که خیلی به ما خوش گذشت جای اونایی که نیومدن اصلا مهم نیست که خالی باشه یا نه چون ما به همشون گفتیم البته بچه ها می گفتن همشون همون شب نزدیک جای که ما برنامه داشتیم مشغول راه رفتن بودن و ......
البته اینم شنیدم که وقتی شنیدن ما چه برنامه هایی داشتیم اون شب همشون به قول معروف سوختن و ناراحت بودن از این که چرا ما لجبازی کردیم و نرفتیم آخه فکر می کردن بدونه اونا به ما خوش نمیگذره که دقیقا بر عکس شد.
اینارو ولش به هر دلیلی که نیومدن به ما مربوط نیست بلاخره اونا هم دوستامون هستن و نبیاد بین 2 تا دوست اختلافی باشه حالا روی صحبتم با همه ی دوستای ورودی 85 می خوام بگم :
می خوام از همتون قول بگیرم دوستای خوبم ، بزار اول لیست دوستامو بگم:
آقایون:
باروزه(خانه) معصومی(امپراتور گوموا) نصرآبادی(لیلا در وا کن مویوم) فرهادی(گوشت) اکبر پور(کئی) ایرانمهر(مداح البته پیشنهاد دیگه ای هم واسش داشتیم مثل منطق عبدالهی البته حبیب گفت بزاریم شیر طبیعی ) امری(آشغال ، بیشور) پیرزاد(دکتر) حسین زاده (میگرن)رحیمی(مرحوم (اشتباه نشه چون از بین ما رفته می گم))
خانم ها:
عطری(بیخیاله) ملکان(مجلس گرم کن) نجفی(خدای اخلاق ) کیخا(استغفرلله) رضایی(آقای پییییرزاااااد) چراغعلی(7 رنگ) ارفعی(جیم کن) علیزاده (عضو گروهک منافقین) صادقی(سران فتنه)حیدری(خدای حسادت ، البته پیشنهاد شد بزارم شک ،البته پیشنهاد شد کسی که اصلا عصبانی نمیشه)زاهدی(کی هست؟)سید آبادی(مرحوم(اشتباه نشه چون از بین ما رفته می گم))عمویی(تایپیست استادا)
می خوام از همتون قول بگیرم که دوباره کناره همدیگه جمع بشیم من فکر کردم 4 سال دیگه در تاریخ 4/4/93 همین دانشگاه همدیگرو ببینیم حالا چرا این دانشگاه؟ چون همینجا با هم آشنا شدیم و از همین جا از هم جدا شدیم
پس قرار ما میشه:
93/4/4 ساعت 10 صبح مکان سالن اجتماعات دانشکده پردیس
از همه می خوام که بیان خودم واسه همتون روز شمار تو همین وبلاگ و هم email میدم مطمئنم که همتون اخبار این وبلاگ می تونید دنبال کنید پس واسه هیچ کس بهونه ای نمیمونه.
نوشته شده توسط ک.معصومی
سلام
پاسخ دادنحذفمی خوام خودم(نجفی)اولین نفری باشم که نظر میدم
اسماییی که گذاشتین قشنگ و میترسم انقد تو ذهنم بمونن که اسمای اصلی رو فراموش کنم
به هر حال امیدوارم این وب سال های سال بهانه ای برای به یا همکلاسی بودنمون باشه
پس
به یادتم همکلاسی