۱۳۸۹ تیر ۸, سه‌شنبه

یادگاری


سلام

الان داشتم بین وسایلام دنبال چیزی می گشتم که به یک چیز جالب برخوردم .مرحوم مظاهر حسین زاده که یادتون میاد؟
ماجرا بر می گرده به کلاس کشت بافت دکتر مشایخی ، یک روز سر همین کلاس ، دکتر واسه کمک به نمره کلاس چند برگ متن فارسی واسه تایپ داد به نماینده کلاس که اون موقع مظاهر بود و قرار شد مظار اونارو بین همه تقسیم کنه تا همه سهمی تو نمره داشته باشن (البته اینجا لازم بگم که مظاهر با قبول همچی کاری ، کار خانم عمویی رو کساد کرد).
خلاصه تا اون روز که مظاهر دست به برگه اومد و همرو بین دخترا تقسیم کرد و ما پسرا موندیم که چرا به ما نداد کم کم اعتراض پسرا  بلند شد مظاهر با چشمک و اشاره (یادتون میاد که چقدر تابلو چشمک میزنه) به ما گفت چیزی نگین به قول معروف همه چی حله ، ما هم چیزی نگفتیم که آخر فهمیدیم مظاهر همه ی اون برگه هارو داده بود به دخترا و گفته بود که پسرا هم گرفتن در حالی که ما نگرفته بودیم وجالب اینجاست که  زمان تحویل به دکتر گفته بود پسرا هم تایپ کردن !!!!!!!!
و اما این که چه جوری مظاهر به پسرا فهموند که چیزی نگین  نوشته ای بود که روی جلد cd بود و اونو به ما داد که توی عکس زیر می بینید

(اگه دخترا گفتند جزوه واسه تایپ گرفتی میگی آره 2 صفحه فیکس گرفتم)
نوشته شده توس ک.معصومی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر