سلام
می خوام واسه اونایی که تو اردوی باران کوه بودن یک حقیقتیو بگم .
یادت می یاد من با باروزه و نصر آبادی رفته بودیم واسه آوردنه آب ؟
راستش روم به دیوار وسط راه که داشتیم میرفتیم چند تا جوون نشسته بودن مشغول استفاده از ادوات لهو ولعب ، ما از اونا سوال کردیم باران کوه از کدوم طرف می رن اونا هم مارو اشتباهی راهنمایی کردنو ما هر چه قدر رفتیم نرسیدیم ، آخر خسته شدیم یک رودخونه همون اطراف پیدا کردیمو بطری هارو پر کردیم البته آبش تمیزتر از اون آبی بود که دفعه ی اول باهاش چای درست کردیم واسه این هم که ضایع نشیم چند تا صخره پیدا کردیمو باروزه از روش آب می ریختو منم طوری عکس می گرفتم که انگار واقا باران کوه رفتیم البته نصرآبادی هم از این وضعیت ما عکس گرفت که پایین میتونید ببینید.
می خوام واسه اونایی که تو اردوی باران کوه بودن یک حقیقتیو بگم .
یادت می یاد من با باروزه و نصر آبادی رفته بودیم واسه آوردنه آب ؟
راستش روم به دیوار وسط راه که داشتیم میرفتیم چند تا جوون نشسته بودن مشغول استفاده از ادوات لهو ولعب ، ما از اونا سوال کردیم باران کوه از کدوم طرف می رن اونا هم مارو اشتباهی راهنمایی کردنو ما هر چه قدر رفتیم نرسیدیم ، آخر خسته شدیم یک رودخونه همون اطراف پیدا کردیمو بطری هارو پر کردیم البته آبش تمیزتر از اون آبی بود که دفعه ی اول باهاش چای درست کردیم واسه این هم که ضایع نشیم چند تا صخره پیدا کردیمو باروزه از روش آب می ریختو منم طوری عکس می گرفتم که انگار واقا باران کوه رفتیم البته نصرآبادی هم از این وضعیت ما عکس گرفت که پایین میتونید ببینید.
نوشته شده توسط ک.معصومی


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر