سلام به همه
این رزوا واسه هرکی یک جور میگذره ولی واسه یکی که فکر کنم همتون بدونین خیلی خاص این روزا می گذره بزارین اول یک تبریک بهش بگیم. حالاچی حدث می زنید ؟فکر می کنید اون نفر کیه؟
واسه خانم ملکان این روزا یکی بهترین روزای عمرش آخه واسه یک بار تو کل عمرش می خواد لباس سفید عروسی بپوشه و داره به یکی از بهترین آرزوهای خودش نزدیک میشه .
فکر کنید الن خونشون شلوغ همه جا بهمریخته هر کی یک کاری می کنه همه حول یکی داره اون طرف اتو می کنه یکی اونرف لباس می پوشه یکی از این که هنوز لباسی هنوز آماده نیست اعصابش خورده یکی دنبال هماهنگ کردنه مهموناست یکی داره کارت دعوتارو می بره خونه فامیل اما از همه راحت تر خو خانم ملکانه که حال و هواش کلا با بقیه فرق می کنه گوشی دستشه و داره اوضاء خونشو واسه آقاش تعریف می کنه و کلی می خنده مامانه که دل تو دلش نیست آخه دختر وسطیش داره عروس میشه و کلی خوشحاله . ولی در این میون دوستای خانم ملکان که ما باشیم داریم یک برنامه خفن میریزیم که چه جوری مثل ارتش مغولا حمله کنیم خونشون. بابا شوخی کردم خانم ملکان کی خواست اونجوری بیاد آروم میاییم خیلی مرتب دست به سینه میایم چتر میشیم تبریک میگیم و بر میگردیم.
راستی می خوام ازکارت دعوت خانم ملکان براتون بگم:
حالا می خوام از کیک عروسیشون بگم:
میگن خانم ملکان شب خاب دیده سیندرلا شده و تصمیم گرفت کیکش مثل اون باشه
برنامه حرکت تا چند روز دیگه واستون میل می کنم.
نوشته شده توسط ک. معصومی
این رزوا واسه هرکی یک جور میگذره ولی واسه یکی که فکر کنم همتون بدونین خیلی خاص این روزا می گذره بزارین اول یک تبریک بهش بگیم. حالاچی حدث می زنید ؟فکر می کنید اون نفر کیه؟
واسه خانم ملکان این روزا یکی بهترین روزای عمرش آخه واسه یک بار تو کل عمرش می خواد لباس سفید عروسی بپوشه و داره به یکی از بهترین آرزوهای خودش نزدیک میشه .
فکر کنید الن خونشون شلوغ همه جا بهمریخته هر کی یک کاری می کنه همه حول یکی داره اون طرف اتو می کنه یکی اونرف لباس می پوشه یکی از این که هنوز لباسی هنوز آماده نیست اعصابش خورده یکی دنبال هماهنگ کردنه مهموناست یکی داره کارت دعوتارو می بره خونه فامیل اما از همه راحت تر خو خانم ملکانه که حال و هواش کلا با بقیه فرق می کنه گوشی دستشه و داره اوضاء خونشو واسه آقاش تعریف می کنه و کلی می خنده مامانه که دل تو دلش نیست آخه دختر وسطیش داره عروس میشه و کلی خوشحاله . ولی در این میون دوستای خانم ملکان که ما باشیم داریم یک برنامه خفن میریزیم که چه جوری مثل ارتش مغولا حمله کنیم خونشون. بابا شوخی کردم خانم ملکان کی خواست اونجوری بیاد آروم میاییم خیلی مرتب دست به سینه میایم چتر میشیم تبریک میگیم و بر میگردیم.
راستی می خوام ازکارت دعوت خانم ملکان براتون بگم:
اینو که می بینید میگن پاکت کارت درستو غلطشو نمیدونم حالا بریم توش
میگن این کارتو واسه همه فرستادن اما چون هیچ کی نتونسته بخوندش بیخیال شدن یکی دیگه دادن یکم از این آسون تره
واسه بالای هم میگن اعتراض کردن که معلوم نیست چی به چیه اینم بیخیال شدن یکی دیگه دادن که شاید از رو تصویر بتونن تشخیص بدن البته به جای اون عکسا خودتون تو ذحنتون خانم ملکان به شوهرشو تصور کنید.
از جمع کردن این کارت ه معلوم بود که اینم مثل اینکه کار ساز نبود بالا خره بعد کلی گشتن این کارت انتخاب کردن که همه راضی شدن
کارت بالا رو دیدین ؟ این شد کارت عروسی قشنگه خواب مبارک باشه
میگن خانم ملکان شب خاب دیده سیندرلا شده و تصمیم گرفت کیکش مثل اون باشه
مثل اینکه حساب کردن دیدن اون کفش چون پیدا نمیشه بیخیال شدن فکر کرد گفت من کلی رفتم باغبونی خوندم تو دانشپگاه باید کیکم باغبونی باشه
رفتن از کیک فروشی پرسیدن اونم گفته نمیشه چون فصل گل رز نیست ما نمیتونمی کیک با طرح گل رز بزنیم اونم که باور کرد بیخیال شد حالا در همون زمان داداش خانم ملکان مشغول دیدن کارتون شرک بوده به این فکر میوفته که چرا کیکم با طرح شرک نباشه
این بار شیرنی فروشی گفت ما عکس عجنبی رو کیک نمیندازیم خانم ملکان هم حسابی از کیک گشتن خسته شده به فکر این طرح افتاد
اینبار کیک فروش گفت ما تبلیغ لهو لعب نمیکنیم کفر خان ملکان در اومده بود به شیرنی ساز گفت ببین آقای کیک فروش من الان دیگه قاطی کردم یک کیک بزن از میوه های فصل
شیرنی فروش این بار گفت میوه ها با کشت ارگانیک پرورش شده ما فقط رو میوه های هیدروپنیک کار می کنیم حالا این وسط یکی نیست بگه شیرنی فروشی یا استاد کشاورزی. با این حرف این شیرنی فروش شوهر خانم ملکان دیگه داغ کرد گفت بیا بریم یجا که از همه کیکاش بهتره
اینم آخر ماجرا بلاخره کیک عروسی هم سفارش دادن
خواب امیدوارم خانم ملکان از بابت مطالب بالا ناراحت نشده باشن امیدوارم خوشبخت بشن و از طرف همه میگم که آماده باشه ما داریم میایم
خواب حالا برنامه : خانم ملکان زنگ زدن و لطف کردن همه رو واسه عروسی دعوت کردن که تاریخش 17 ام هفته بعد ساعت 5 تا 9 به صرف ، راستشو بخوایین نمیدونم آخه قرار نیست ما واستیم .برنامه حرکت تا چند روز دیگه واستون میل می کنم.
نوشته شده توسط ک. معصومی
.jpg)










هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر